در آغاز جنگ جهانی اول (۱۹۱۴) قوای
روس از شمال و نیروهایانگلستان از جنوب، كشور ما را در معرض
هجوم قرار دادند و كشتی های جنگی انگلستان درمقابل بوشهر لنگر انداختند و نیروهای
اشغالگر در ۸ اوت ۱۹۱۵، برابر با ۱۷ مرداد۱۲۹۴ ۲۶رمضان ۱۳۳۳ ، شهر بوشهر را به اشغال
خود در آورند. یك روز پس از اشغال بوشهرچهارده نفر از ساكنین آن علیه
اشغالگران اعتراض كردند، ولی چون اهل جدال و اسلحهنبودند دستگیر و به هندوستان تبعید
شدند.رئیس
علیخان دلواریو شیخ حسین خان چاه كوتاهی و زایر
خضرخان اهرمی سه نفرخوانین دلیر تنگستان از این وقایع
آگاه شدند و تصمیم گرفتند كه علیه دشمن قیام و درمقام دفاع از وطن برآیند.
حدود دو ماه قبل از این كه قوایانگلستان
بوشهر را اشغال كنند، ژنرال كاكس كنسول انگلستان در خلیج فارس، نامه ای بهمرحوم
"شیخ محمد حسین برازجانی" روحانی متنفذ و مجتهد معروف دشتستان نوشت كه
جوابآن نامه انگیزه قیام رئیس علی دلواری آن قهرمان نامی ایران و
اسلامشد.كنسول
انگلستان در این نامه از شیخ محمدحسین برازجانی خواسته بود كه ازنفوذ
خود استفاده كند و از هر گونه آشوب و قیام علیه اشغالگران جلوگیری نماید. دراین
نامه تأكید شده بود كه از دشمنی با دولت انگلستان هیچ سودی عاید ملت ایراننخواهد
شد، بلكه در صورتی كه ایرانیان وارد جنگ شوند، انگلستان یك سوم خاك ایران رابه
تصرف خود در خواهد آورد.شیخ،
در پاسخ به این نامه تماممصیبت ها را از طرف دولت انگلستان
برشمرده و اعلام كرده بود كه چنانچه عملیاتانتقام جویانه علیه اشغالگران صورت
پذیرد، مسؤولیت آن بر عهده انگلیسی ها خواهدبود.
رئیس علی، در نامه های متعدد به شیخ
محمدحسین برازجانی برای جهادو قیام علیه قوای انگلستان كسب تكلیف
می كند كه سرانجام مرحوم شیخ صورتی از حكمجهادی كه مراجع شیعه از نجف اشرف
ارسال داشته بودند به ضمیمه حكم خود مبنی بر وجوبجهاد با كفار انگلیسی و جلوگیری از
رخنه آن ها به بنادر جنوب و دشتستان و تنگستان ولزوم همكاری خوانین این مناطق و بسیج
مردم مسلمان برای رفتن به میدان جنگ صادر میكند و برای همه خوانین می فرستد.
رئیس علیدلواریهمین كه از حكم جهاد مرحوم شیخ محمد
حسین برازجانی و دیگر مراجعدینی آگاهی می یابد، آماده نبرد با
امپراطوری انگلستان می شود و مقدمات كار را درخانه حاج سید محمد رضای كازرونی فراهم
می سازد.رئیس
علیهمراه دوستش خالو حسین دشتی دراوایل ماه رمضان ۱۳۳۳ ه.ق، در عمارت
حاج سید محمدرضا كازرونی، پس از مذاكراتی با ویآمادگی خود را برای دفاع از بوشهر و
جلوگیری از پیشروی نیروهای انگلیسی اعلام میدارد.
رئیس علیپس از اظهار تشكر، قرآن مجید رامی
طلبد و همین كه خادم قرآن می آورد بر می خیزد و تعظیم می كند و با احترام تمام آنرا
روی میز جلو خود می گذارد، آن گاه رو به حاضرین كرده و میگوید:
ای كلام الله گفتار مرا شاهد باش. من
به تو سوگند یاد می كنم كه اگرانگلیسی ها بخواهند بوشهر را تصرف
كنند و به خاك وطن من تجاوز نمایند، در مقاممدافعه برآیم و تا آخرین قطره خون من
بر زمین نریخته است، دست از جنگ و ستیز باآنان نكشم و اگر غیر از این رفتار
كنم، در شمار منكرین و كافرین به تو باشم و خدا ورسول از من بیزار شوند.بعد از اشغال شهر بوشهر
در ۲۶رمضان۱۳۳۳ه.ق، نیروهای انگلیسی قصد تصرف ناحیه دلوار را می
كنند. دلوار محلی بود كهپیش از آن چندبار سربازان انگلیسی به
آن جا تجاوز كرده، اما طعم تلخ شكست را در اینناحیه چشیده بودند.
رئیس علی خان دلواریو
شیخ حسینخان چاه كوتاهی و زایرخضرخان اهرمی از این وقایع آگاه و در
مقام دفاع از وطن بر میآیند.
قیام دلیران تنگلستان علیه اشغالگران
آغاز می شود و نیروهای متجاوزانگلیسی كه قریب به پنج هزار نفر
بودند در دام دلیر مردان تنگستانی گرفتار می آیندو عده زیادی از متجاوزان انگلیسی در
این حمله از بین می روند. قیام مردم تنگستان برروی هم هفت سال طول می كشد و در این
مدت دلیران تنگستانی دو هدف عمده را دنبال میكنند:
۱. پاسداری از بوشهر و دشستان و تنگستان به عنوان منطقه سكونتخود. ۲. جلوگیری از حركت قوای بیگانه به
درون مرزهای ایران و دفاع از استقلالوطن.
رئیس علی دلواریكه در حقیقت روح قیام شورانگیزمردم
جنوب ایران به شمار می رفت و از حیث خصایص اخلاقی و نظامی بر سایرین تفوقداشت،
قبل از این كه زندگی را بدرود گوید، بارها مرگ خود را پیش بینی كرده بود تااین
كه سرانجام، در شب هجوم دشمن در ناحیه " تنگك صفر " هنگام شبیخون به
دشمن از پشتسر توسط غلامحسین تنگكی در روز بیست و سوم شوال ۱۳۳۳ ه.ق، به
فیض شهادت نایل میآید.
درباره علل قتل رئیس علی به صراحت نمی
توان چیزی گفت. چهوقایع نگاران و مورخان آن عصر به این
موضوع اشاره نكرده اند. ولی غلامحسین تنگكیقبل از به شهادت رساندن رئیس علی خطاب
به صاحب منصب انگلیس گفته است:
من تشنه خونرئیس علی هستم، چون جد او قاتل پسر عموی
من است و مدت هاست كه منتظر هستم با یكگلوله او را سوراخ كنم.
[Writer : Mohammad Reza | Write In
Wed 19 Nov 2008 Time 2:36 PM
| Post Link
| ]
زندگی نامه شیر مرد خطه جنوب رئيس علی دلواری
زندگی
نامه رئیس علی دلواری
رئيس علي دلواري فرزند رئيس محمد، كدخداي ده دلوار بود كه در سال
1260 شمسي برابر با هزار و دويست و نودو نه هجري
قمري در روستاي دلوار تنگستان ديده به جهان گشود. او درعصر مشروطيت جواني بيست و چهارساله، بلند همت، شجاع، در صدق
و وفا بي مانند و در حبّ وطن كم نظير و در توكل به خدا ضرب المثل بود. اگرچه سواد
كامل و معلومات كافي نداشت، اما پاكي سرشت و صفات حميده او طوري بود كه زبانزد خاص
و عام بود.
او در همین دوران به صفوف مبارزين مشروطهخواه جنوب
ايران پيوست و همكاري نزديكي را با محافل انقلابي و عناصر مشروطه طلب ايران شروع
كرد. با كودتاي ضد انقلابي لياخوف روسي عليه مشروطهخواهان در هزار و سي صد و بيست
و شش هجري قمري و بمباران مجلس شوراي ملي و استقرار ديكتاتوري محمدعلي شاه قاجار،
رئيس علي به همراه سيدمرتضي علمالهدي اهرمي به مبارزه عليه استبداد صغير پرداخت.
در سال هزار و سيصد و بيست و هفت هجري قمري با كمك تفنگچي تنگستاني، بوشهر را از
عناصر مستبد وابسته به دربار محمدعلي شاه پاك كرد و اداره گمرك و انتظامات و ديگر
ادارات را تسخير كرد. اين كار دليران تنگستان بر انگليسيها كه اداره گمرك را در
اجاره داشتند گران آمد و آنان براي تضعيف مشروطه خواهان و استمرار سلطه بر حيات
اقتصادي و سياسي جنوب ايران به جنگ با دليران تنگستاني پرداختند و در اين راه از
ديگر خوانين جنوب ايران ياري جستند. جنگ بين رئيس علي و دليران تنگستان از يك طرف
و انگليسيها و خوانين متحد آنان از سوي ديگر به طور متوالي و پراكنده تا شوال
هزار و سیصد و سي و سه ه.ق ادامه يافت.
مبارزات و شهادت رئيس علي دلواري برگ زرين ديگري در تاريخ مقاومت
دلير مردان ايران در مبارزه با استعمار است.
[Writer : Mohammad Reza | Write In
Wed 19 Nov 2008 Time 2:27 PM
| Post Link
| ]
ترازوی باهوش با امکانات ساخت آلمان
اگر
از مغازه دارها سوال کنید، هنگام توزین میوه ها، وارد کردن نام هر میوه یا
کد آن حداقل 5 تا 6 ثانیه طول می کشد. و برای افراد تنبل صرفه جویی همین
وقت ها هم کمک بزرگی است! و حال پیشرفت دیگری در سیستم ترازوهای اتوماتیک
صورت گرفته که شاید بتواند باعث انقلابی در سوپرمارکت ها و میوه فروشی ها
شود. این ابداع بر پایه سیستم تشخیص صورت پایه گذاری شده است، اما برای
تشخیص میوه ها. این ترازو توسط موسسه آلمانی فرانهوفر
توسعه یافته است. طرز کار آن بدین شکل است که از میوه یا سبزی که روی آن
قرار دارد عکسی گرفته و آن را با عکس های درون بانک اطلاعات خود مقایسه می
کند. اگر شما هم یکی از دشمنان زمین هستید و دوست دارید میوه هایتان را
درون کیسه های پلاستیکی بگذارید، نگران نباشید؛ پردازشگر تصویری این
دستگاه می تواند میوه ها را از دورن آنها نیز تشخیص دهد. این سیستم حتی
قادر به تشخیص میزان رسیدگی میوه است. مراحل آزمایشی این سیستم با نصب 300
ترازو در اروپا شروع شده و در مرحله بعدی آن در امریکا ادامه خواهد یافت.
[Writer : Mohammad Reza | Write In
Tue 23 Sep 2008 Time 1:28 AM
| Post Link
| ]
گوشی موبایل با 2 صفحه لمسی
با همه تنوعی که در سلیقه ها دیده می شود
اما همیشه گوشی های موبایلی که از نمایشگر های touchscreen بهره مند هستند
طرفداران بیشتری دارند. شاید همین نکته باعث شد تا شرکت خلاق Plica به این
نتیجه برسد که داشتن دو صفحه نمایشگر تمام لمسی بهتر از یک صفحه است! با
خبر شدیم که قرار است در آینده ای در چندان دور گوشی موبایلی که دارای دو
عدد صفحه نمایشگر تمام لمسی ست که می تواند همانند یک عدد کیف پول دو لا
شود به بازار آید. این دو صفحه قابلیت هماهنگ شدن در نمایش دیتا را نیز
داشته و قادر است در این حالت همانند یک عدد مینی کامپیوتر به دارندگان
خود سرویس دهی کند. اگر هم دولا شود و تنها از یک صفحه آن استفاده شود می
تواند همانند یک iphone خوشکل وظیفه یک عدد تلفن همراه را به عهده داشته
باشد. حتی برای آن پورت USB و لنز دوربین نیز در نظر گرفته شده تا انعطاف
پذیری بیشتر این محصول کاملا محسوس باشد. ارائه چنین محصولی فعلا در حد یک
طرح است و قابلیت ها و کیفیت آن در دست بررسی ست. کم کم ممکن است فراموش
کنیم که برای خرید گوشی موبایل به بازار می رویم یا مینی کامپیوتر جیبی و
یا یک دوربین دیجیتال!
[Writer : Mohammad Reza | Write In
Tue 23 Sep 2008 Time 1:21 AM
| Post Link
| ]
خفن ترين ماشيني كه تا به حال دیده اید!
نام این ایده زیبا (واقعا زیبا) moville می باشد و طراح خوش ذوقش Woo-Ram
Lee طرح و ایده ای ست با حمایت و پشتیبانی پژو ، این خودرو وسیله نقلیه ای
یک نفره است که بروی سه کره قرار گرفته است ، این خودرو بوسیله نیروی
الکتریکی مغناطیسی کار میکند ، اتاق moville به سمت بالا و پایین حرکت می
کند می توان اتاق را در زاویه دلخواه نگاه داشت این امر باعث کم و زیاد
شدن ارتفاع خودرو و نیز سهولت سوار و پیاده شدن راننده می شود ، طراحی این
خودرو به آن این قابلیت را می دهد که در جا بچرخد و نیز راننده به راحتی
خودرو را پارک کند ، درب ورودی همان شیشه جلوی خودرو است که دوتکه می باشد
، از امکانات جانبی می توان به سنسورهای موقعیت یاب ، GPS ، دوربین ها ،
اندازه کوچک و …. اشاره نمود .
[Writer : Mohammad Reza | Write In
Sun 13 Jul 2008 Time 2:18 AM
| Post Link
| ]
آندره ماری آمپر
آندره ماری آمپر ( 1775 – 1836 )
آندره ماری آمپر در یکی از حومه های لیون فرانسه متولد گردید. در سال 1801 به استادی رشته ی فیزیک و شیمی و در سال 1809 به استادی ریاضیات دانشگاه پاریس برگزیده شد. آمپر بررسی ها و مطالعات عالمانه ای در علوم مختلف به عمل آورد. این تحقیقات بیشتر درباره ی مغناطیس و الکتریسیته بود.
رشته الکترودینامیک را ایجاد و دستگاه الکترومانیتیک را اختراع کرد. واحد شدت جریان را این دانشمند تعیین کرد. این واحد بنام پرافتخار این دانشمند ( آمپر ) در سراسر جهان مشهور است.
[Writer : Mohammad Reza | Write In
Fri 25 Jan 2008 Time 8:46 AM
| Post Link
| ]
دوست دارم به همه زبان های جهان
01) English : I Love You 02) Persian : To ra doost daram 03) Italian : Ti amo 04) German : Ich liebe Dich 05) Turkish : Seni Seviyurum 06) French : Je t'aime 07) Greek : S'ayapo 08) Spanish : Te quiero 09) Hindi : Mai tumase pyre karati hun 10) Arabic : Ana Behibak 11) Iranian : Man doosat daram 12) Japanese : Kimi o ai shiteru 13) Yugoslavian : Ya te volim 14) Korean : Nanun tangshinul sarang hamnida 15) Russian : Ya vas liubliu 16) Romanian : Te iu besc 17) Vietnamese : Em ye^ Ha eh bak 18) Syrian/lebanese : Bhebbek 19) Swiss-German : Ch'ha di ga"rn 20) Swedish : Jag a"Iskar dig 21) Africans : Ek het jou li ...
[Writer : Mohammad Reza | Write In
Tue 11 Dec 2007 Time 2:35 PM
| Post Link
| ]
رایانه ها و دنیای کار
رایانه ها و دنیای کار
بررسيها نشان ميدهد رشد اشتغالزايي در صنعت آي تي در مجموع سه برابر رشد ميانگين اشتغالزايي در جهان است. همچنين هزينههاي فناوري رايانه با توجه افزايش اهميت حياتي اين صنعت براي اقتصادهاي ملي در سراسر جهان، امسال به يك تريليون دلار ميرسد. به گزارش خبرگزاري فرانسه از سانفرانسيسكو، شركت اطلاعات بازار فناوري "آي دي سي" با بررسي ۸۲كشور و منطقه دريافت كسب و كار فناوري آيتي شامل سختافزار، نرمافزار و خدمات بزرگترين منبع ايجاد اشتغال، درآمد شركتها و ماليات است. بررسي شركت(Corporation International Data)نشان ميدهد رشد صنعت آي تي براي اقتصاد جهان و هر يك از كشورهاي مورد مطالعه اهميت حياتي دارد. تحقيقات آي دي سي كه با همكاري شركت مايكروسافت انجام شده است نشان ميدهد هزينههاي امسال آي تي معادل دو و نيم درصد توليد ناخالص داخلي جهان است كه تا سال ۲۰۱۱به ۲/۷۵درصد خواهد رسيد. هزينههاي آي تي منبع درآمد بيش از يك ميليون شركت است.
[Writer : Mohammad Reza | Write In
Thu 29 Nov 2007 Time 7:16 PM
| Post Link
| ]
اسلام و كار
اسلام و كار
بنابراين، اين ملتها هستند كه با ايجاد تغييرات دروني، سبب تحولات بيروني و اجتماعي مي شوند. پس اگر در محروميت به سر مي برند و بدبختي هاي فراواني گريبانگير آنها شده است، پيش از هر چيز بايد اراده كنند و خود را متحول سازند.
يكي از مسائل مهمي كه تفاوت بين نظر اسلام و ديگر مكاتب را درباره انسان آشكار مي كند و در انجام كسب و كار نيز مؤثر است، مسئله ارزش والاي انسان در مكتب اسلام است. در برخي مكاتب، انسان در رديف ديگر حيوانات قرار گرفته و در برخي، از اين هم پست تر، در رديف ابزار توليد قرار داده شده است كه مهره اي از چرخ توليد را تشكيل مي دهد. در صورتي كه از نظر اسلام، خداوند به او كرامت داده و عناويني همچون « خليفه اللهي »، « محور آفرينش » و « امانت دار الهي» به او عطا شده است.منشأ اصلي عوامل توليد، منابعي است كه خداوند متعال در طبيعت قرار داده تا بشر به صور گوناگون از آنها استفاده كرده، با كمك فكر يا قدرت جسمي خود، آنها را به كالا و خدمت تبديل كند و اين نيز بدون كوشش و تلاش انساني ميسر نمي شود. از اين نظر، اسلام به كسب و كار و فعاليت انساني توجه زيادي مبذول داشته و افراد كوشنده و تلاشگر را با عبارات گوناگون تشويق كرده است كه به چند نمونه از آنها اشاره مي گردد:ازامام صادق(ع) نقل شده است كه فرمود:« تلاش كننده براي خانواده خود،همچون مجاهد درراه خداست ».از پيامبر اكرم(ص) نقل شده است كه فرمود:« كسي كه شب را در حال خستگي از طلب حلال به سر آورد، شب را آمرزيده به سر آورده است».
[Writer : Mohammad Reza | Write In
Thu 29 Nov 2007 Time 7:15 PM
| Post Link
| ]
زندگی نامه حافظ شيرازي
خواجه شمسالدين محمد، حافظ شيرازي، يكي ازبزرگترين شاعران نغزگوي ايران و از گويندگان بزرگ جهان است كه در شعرهاي خود «حافظ» تخلص نمودهاست. در غالب مأخذها نام پدرش را بهاءالدين نوشتهاند و ممكن استبهاءالدين _عليالرسم_ لقب او بودهباشد.محمد گلندام، نخستين جامع ديوان حافظ ودوست و همدرس او، نام و عنوانهاي او را چنين آوردهاست: مولاناالاعظم،المرحومالشهيد، مفخرالعلماء، استاد نحاريرالادباء، شمسالملهوالدين، محمد حافظشيرازي.تذكرهنويسان نوشتهاند كه نياكان او از كوهپايه اصفهان بودهاند ونياي او در روزگار حكومت اتابكان سلغري از آن جا به شيراز آمد و در اين شهر متوطنشد. و نيز چنين نوشتهاند كه پدرش «بهاءالدين محمد» بازرگاني ميكرد و مادرش ازاهالي كازرون و خانهي ايشان در دروازه كازرون شيراز، واقع بود.ولادت حافظ درربع قرن هشتم هجري در شيراز اتفاق افتاد. بعداز مرگ بهاءالدي، پسران او پراكندهشدند ولي شمسالدين محمد كه خردسال بود با مادر خود، در شيراز ماند و روزگار آندو،به تهيدستي ميگذشت تا آنكه عشق به تحصيل كمالات، او را به مكتبخانه كشانيد و بهتفصيلي كه در تذكرهي ميخانه آمدهاست، وي چندگاهي ايام را بين كسب معاش و آموختنسواد ميگذرانيدو بعداز آن زندگاني حافظ تغيير كرد و در جرگهي طالبان علم درآمد ومجلسهاي درس عالمان و اديبان زمان را در شيراز درك كرد و به تتبع و تفحص دركتابهاي مهم ديني و ادبي از قبيل: كشاف زمخشري، مطالعالانوار قاضي بيضاوي،مفتاحالعلوم سكاكي و امثال آنها پرداخت.
[Writer : Mohammad Reza | Write In
Thu 29 Nov 2007 Time 7:11 PM
| Post Link
| ]
20 تا جک
1_ يه لره ميپرسن تو شما آدم مشهور هم هست ميگه آره .... سوفيا لُره ! ، اليزابت تاي لُر ، لُر و هاردي .... يه ماده شيميائي هم هست که اختراع خودمونه بهش ميگنکلُر.
2_ دفعه يه کُرد را ميبرن جهنم فردا ميبينن هيچ کسي تو جهنم نيست ... تحقيق ميکننميبينن کُرده همه را ( قاچاقي ) برده بهشت.
3_ يه دفعه يه آفتاب پرست ميره رو جعبه مداد رنگي " هنگ " ميکنه.
4_ يك روز تو ي جهنم شلوغ بوده و همه مي زدند و مي رقصيدنديكي مي پرسه چي شده..…. مي مي گن : آخ جون پروند ه ها گم شده ، پروند ه ها گم شده.
5_ يه روز ميبينن عزرائيل ماکسيما خريده ، ميگن عزرائيل وضعت خوب شده ، ميگه حقوقاضافه کاري هاي زلزله بم را جمع کردم.
6_ مادر : پسرم ، من دارم مي رم خريد يه وقت به كبريت دست نزني ها پسر : نه مامانجون من خودم فندك دارم.
[Writer : Mohammad Reza | Write In
Thu 15 Nov 2007 Time 1:50 PM
| Post Link
| ]
خواستگاری در دوره های مختلف
خواستگاری در دوره های مختلف
يك هفته پس از خلقت آدم: چون حوا بدون پدر و مادر بود آدم اصلا مشكلي نداشت و چاي داغ را روي خودش نريخت.
پانصد سال پس از خلقت آدم: با يه دونه دامن از اون چيني خال پلنگي ها ميري توي غار طرف.بلند داد مي زني:هاكومبازانومبا(يعني من موقع زنمه( بعد ميري توي غار پدر و مادر دختره. با دامن چين چيني جلوت نشسته اند و مي گن:از خودت غار داري؟دايناسور آخرين مدل داري؟بلدي كروكديل شكار كني؟خدمت جنگ عليه قبيله ادم خوارها رو انجام دادي؟بعد عروس خانم كه اون هم از اين دامناي چين چيني پوشيده با ظرفي كه از جمجمه سر بچه دايناسور ساخته شده برات چاي مياره و تو مي ريزي روي خودت.
دو هزار و پانصد سال بعد از اختراع آدم: انسان تازه كشاورزي را آموخته.وقتي داري توي مزرعه به عنوان شخم زدن زمين عمل مي كني با ديدن يه دختر متوجه ميشي كه بايد ازدواج كني.براي همين با مقدار زيادي گندم به مزرعه پدر دختره ميري .اونجا از تو مي پرسند:جز خوت كه اومدي خواستگاري چند تا خر ديگه داري؟چند متر زمين داري؟چند تا خوشه گندم برداشت مي كني؟ آيا خدمت در لشگر پادشاه رو به انجام رسانده اي؟ بعد عروس خانم با كوزه چاي وارد ميشه و شما هم واسه اينكه نشون بدي خيلي هول شديد تمام كوزه رو روي سرتون خالي مي كنيد.
ده سال قبل: شما پس از اتمام خدمت مقدس سربازي به اين نتيجه مي رسيد كه بايد ازدواج كنيد و از مادرتان مي خواهيد كه دختري را برايتان انتخاب كند.در اينجا اصلا نيازي نيست كه شما دختر را بشناسيد چون پس از ازدواج به اندازه كافي فرصت براي شناخت وجود دارد.در ضمن سنت چاي ريزون كماكان پا بر جاست.
هم اكنون: به دليل پيشرفت تكنولوژي در حال حاضر شما به آخرين نسخه ياهو مسنجر احتياج داريد.البته از"ام اس ان" يا "آي سي كيو"هم مي توانيد استفاده كنيد ولي انها آيكنهاي لازم براي خواستگاري را دارا نمي باشند . پس از نصب ياهو مسنجر به يك روم شلوغ رفته هر اسمي كه به نظرتان زيباست "اد" مي كنيد و با استفاده از آيكنهاي مربوطه خواستگاري را انجام مي دهيد . البته ياهو قول داده كه نسخه جديد داراي امكانات ازدواج و زندگي مشترك نيز باشد
[Writer : Mohammad Reza | Write In
Thu 15 Nov 2007 Time 1:48 PM
| Post Link
| ]
پسر های ایرونی
پسر های ایرونی
پسر ایرونی تا وقتی سه سالش بشه دوست نداره هیچکس بغلش کنه.وقتی یه زن یا یه دختر ماچش می کنه گونه هاش قرمز می شه و خجالت می کشه ، ولی با رسیدن به سن چهار سالگی ذات پلید پسر ایرونی شروع به خودنمایی می کنه . مرتب خودشو به بهونه های مختلف می ندازه تو بغل زنا و دخترا . دنبال یه بهونه س که یه دخترو بوس کنه یا یه زن بوسش کنه .
به شیش سالگی که می رسه دیگه نمی ذاره باباش حمومش کنه . برعکس سعی می کنه خودشو به مادرش بچسبونه ، بلکه با خودش ببردش حموم . به سن ده سالگی که می رسه شروع می کنه استفاده از ژیلت یازده بار استفاده شده باباش . هی این ژیلتو می کشه رو صورتشو کیف می کنه که مرد شده . دوازده سالش که شد نمی دونه چرا دلش می خواد با دخترای فامیل بازی کنه .
سیزده چهارده سالش که شد فکر میکنه خیلی خوش تیپه . خیال می کنه مامانش اونو از روی مدل "آلن دلون" زائیده . مرتب تو خیابون راه می ره و دخترا رو نگاه می کنه و کم کم با بالاتر رفتن سن ، کمرش پایین تر میاد و دکمه یقه پیرهنش به سگک کمربندش نزدیک تر می شه(نکته کنکوری) .
شونزده هفده سالگی دیگه یه چیزایی یاد گرفته . می دونه واسه بیرون رفتن باید لباس عجیب بپوشه . مثلا یه پیرهن نارنجی که رو سینه ش عکس یه جمجمه س می پوشه . رو کمرش نوشته : Just do it! (نکته فوق کنکوری) . وای وای وای... نگو خواهر... ...(این قسمت حذف شده و تو کنکور نمیاد) دیگه همین دیگه . آها... با بچه ها که می ره بیرون اسمش عوض می شه ، مثلا اگه اسمش سعید یا علی یا احمد یا جواد باشه تبدیل می شه به : دیوید ، جک ، زاپاس ، تمساح ، سرنتی پیتی ، حامی بچه ها(به یاد دایی احمد) ، خرچنگ ، یا بی بی...این قسمتم سانسور شده تو کنکور نمیاد
هجده نوزده سالگی می فهمه یه جایی به اسم پاتوق وجود داره که با رفقا توش جمع بشن . وای به حال اون دختر بدبختی که از کنار پاتوق رد بشه . بلایی سر دختره میاره که ......کم کم یاد می گیره که دختر یعنی جنس لطیف . نباید مث تاتارا طرفش رفت . باید طوری با لطافت رفت طرفش که نفهمه می خوای گازش بگیری . باید با ملایمت رفت جلو و مخشو زد . فکر می کنه اگه خودشو آرایش کنه دخترپسند می شه . پس اول از همه موهاشو بلند می کنه . بعد یا موهاشو "فر شیش ماهه" می زنه یا "گلت" می کنه . بعدشم یه دمب اسبی و... تمام . دخترکش شد اروای عمهاش.
"هدف ما جلب رضایت شماست" این شعارو سرلوحه کارش قرار می ده و می ره بوتیک یه جعبه لوازم آرایش می گیره صد و سی تومن . بار اول دوم چون بلد نیست زیر ابرو برداره زیر و بالا رو با هم برمی داره و اصلا ابرو نمی ذاره . ولی خوب از اونجا که "انسان جایزالخطاست" اونم اینقدر تمرین می کنه تا کم کم یاد می گیره. سفید کننده می زنه به چه سفیدی... ریمل می زنه به چه سیاهی... رژ می زنه به چه قرمزی... می شه مث کلاه قرمزی... موهاشو که دمب اسبی می کنه سه تارو از سمت چپ و پنج تارو از سمت راست آزاد می کنه و می ندازه رو صورتش . اون دوتا تارموی اضافی سمت راستم حکایت داره . نماد خودشه و دختری که انشالا اونرو باهاش آشنا می شه . عشقه دیگه...چه می شه کرد ؟ یه زنجیر طلا گردنش می ندازه اونقدر پهن که آدمو یاد قلاده سگای "ژرمن شپرد" می ندازه . یه دستبند می ندازه دستش که چنان جرینگ جرینگ می کنه که آدمو یاد زنگوله "بزغاله های شبیه سازی شده به دست پژوهشگران توانمند ایرانی" می ندازه . بعد که کامل شد می ره سر مسیر وایمیسه . واسه شروع کار سعی می کنه مخ دخترای پنجم دبستانی و اول راهنمایی رو شیربرنج کنه . بعد کم کم ارتقا می گیره و می ره سر مسیر دبیرستانیا . اولش فقط با یکی دوست می شه ولی کم کم می فهمه هر چیزی یه زاپاس لازم داره ، پس می ره دنبال یه زاپاس واسه دوست دخترش... و از اونجایی که فکر می کنه هر چیزی یه زاپاس می خواد ، واسه زاپاسشم میره دنبال زاپاس و... اگه قیافه داشته باشه (پسره رو می گم) نونش تو روغنه . دخترا رو مجبور می کنه براش خرج کنن . ولی وای به حال اون بیچاره بدقیافه . مجبوره واسه دوست دختراش مرتب پیاده بشه... که ولش نکنن . می گذره و می گذره و می گذره تا کم کم می فهمه عاشق یکی از دخترا شده . از اونجا که آقا پسر خیلی حرفه ای تشریف داره شروع می کنه به آمار گرفتن از دختره که می بینه بله... آمار طرف پاکه و خانم از برگ گل پاک تره و قبلا با هیچکس دوست نبوده . شروع می کنه دوست دختراشو دور انداختن که فقط با همین یکی که عاشقشه بمونه . شروع می کنه واسه دختره خریدن کادو ، هدیه ، انگشتر ، تاپ ، شلوار ، روسری... می گذره تا اینکه یه روز زنگ می زنه گوشی "خانم بچه ها" می بینه "حاج خانم" جواب نمی ده . چن روزی زنگ مرتب زنگ می زنه و جواب نمی گیره . بخاطر دوری و بی خبری از عشقش مریض می شه . می برنش بیمارستان... که می فهمن بله... آقا ایدز داره . وقتی از بیمارستان میاد بیرون نتیجه گیریش از اتفاقات گذشته اینه : یه دختر عاشقم کرد ، خرم کرد ، مریضم کرد ، بدبختم کرد ، ولم کرد . و اون طرف معادله رو اینجوری می نویسه : دخترا رو عاشق خودم می کنم ، خرشون می کنم ، مریضشون می کنم ، بدبختشون می کنم ، ولشون می کنم
...
نمیدونم این مطلب طنز بود یا واقعیت؟
ولی همیشه طنزها از واقعیت ریشه میگیرن
امیدوارم شما ها حواستونو خوب جمع کنین
[Writer : Mohammad Reza | Write In
Thu 15 Nov 2007 Time 1:45 PM
| Post Link
| ]
چه جوری تو خارج از کشور بفهمیم یه نفر ایرونیه؟
چه جوری تو خارج از کشور بفهمیم یه نفر ایرونیه؟
1-فرض کنید دارید با خیال راحت و از سر خوشی توی خیابون های برلین قدم میزنید. سر راهتون به یه تقاطع میرسید و صبر میکنید تا چراغ برای شما سبز بشه.موقعی که چراغ سبز میشه و دارید از تقاطع رد میشید یه ماشین با سرعت میاد و در حالیکه چراغ برای اون قرمزه و نزدیکه که با شما تصادف کنه تقاطع رو رد میکنه....اینجاست که میتونید با خیال راحت به راننده خلافکار با زبان شیرین فارسی فحش بدید!چون مطمئن باشید اون یه ایرنیه و زبون شما رو میفهمه!
2-رفتید فرودگاه و سوار هواپیما شدید و میخواید برید لندن.وقتی هواپیما در فرودگاه لندن نشست یه سری به مفازه فروش مجله های سکسی(همون غیر اخلاقی) داخل فرودگاه بزنید.چی میبینید؟ عکس های مستهجن؟ فیلم های بد بد؟ خانم های چیز؟!؟! نه از این چیزا نمی بینید...یعنی ممکنه از این چیزا ببینید ولی اون چیزی که توجهتون رو جلب میکنه اینه که: مسافرای ایرونی که تا 2 دقیقه پیش توی هواپیمای شما داشتن از شدت کلاس گذاشتن خفه می شدن مثل آفت زده ها ! افتادن روی مجله ها و دارن به صورتی کاملاً حریص عکس های اون رو دید میزنن!!(فروشنده های مجله های سکسی توی انگلیس هر وقت مشتریاشون زیاد میشه به شوخی میگن:انگار یه هواپیمای ایرانی نشسته!!!)*
*البته اونا این جوری نمیگن بلکه به زبان انگلیسی میگن و من جهت رفاه حال شما بیننده گرامی ترجمه فارسیش رو ذکر کردم!
3-رفتید یکی از شهر های ترکیه(منظور همون آنتالیاست!ولی خوب نمیشه اسمش رو گفت!) میرید تا در کنار سواحل دریا یه قدمی بزنید! یهو میبینید یه خانمی با مانتو شالاپ(منظور از شالاپ صدای برخورد توده عظیم چربی با آب در یا ست!) می پره تو دریا! بعد که نگاه می کنید میبینید یه آقاهه هم اونجا کنار دریا وایساده هی داره ملت رو دید میزنه و اینا! یه دفعه چشمش میفته به شما ... در این لحظه که شما دارید به اون خانومه نگاه میکنید اگر اون آقاهه بیاد جولو و به شما به زبان ایرونی بگه ""هی مرتیکه مگه خودت ناموس نداری؟چرا به زن من نگاه می کنی؟!؟!"" اصلاً تعجب نکنید!*
*خدایی ما ایرانی ها خیلی باحالیم.کلی زن خوشگل و سرخ و سفید و ....!(منظور از غیره رو میدونید دیگه!) کنار دریاست ولی ما بازم فکر می کنیم همه دارن زنمون رو دید میزنن!
4- دارید یه مسافرت رویایی رو در یکی از شهر های هلند می گذرونید(فرض می کنیم آمستردام).واسه شام میرید به بهترین رستوران آمستردام! شامتون رو با لذت تمام می خورید(یا همون میل میکنید!)نگاهتون میفته به میز بغلیتون میبینید یه خانم و آقای کلی شیک و با کلاس تازه اومدن و می خوان غذا سفارش بدن.وقتی غذاشون رو سفارش دادن میبینید که آقاهه لب به غذا نمی زنه!یه کم میگذره و میبینید آقاهه به گارسون میگه بیاد.وقتی اون آقاهه داره با پیشخدمت رستوران صحبت میکنه اگه گوشتون رو تیز کنید این جملات رو میشنوید:ببخشید میشه دو تا تیکه نون هم بیارین غذامونو باش بخوریم؟
5-دارید در شهر دبی واسه خودتون قدم می زنید و از زیباییهای خداوندی لذت می برید. میرسید به یه پاساژ.میرید داخل.دارید (فرض می کنیم شما با این خصلت ایرونی ها که هر جایی میرن اول یه سری به مراکز خریدش میزنن آشنا هستید!) با خودتون صحبت می کنید:" عجب جای شیکی .بابا ایول این عرب ها هم چه خرجی می کنن. مرحبا.لامسبا روی نفت می خوابن دیگه ببین چه پاساژی درست کردن عینهو قصر.اااا وایسا بینم یه جای کار می لنگه!پس این پاساژ به این شیکی و تمیزی و این همه مغازه چرا مشتری ایرانی نداره؟!" در حالی که از تعجب دهنتون گرد شده از در پشتی پاساژ خارج میشید . میرید توی خیابونی که پر از فروشنده دوره گرده(این لحظه که دارم این متن رو مینویسم واژه دست فروش رو یادم رفته واسه همین می گم دوره گرد!)و بساطشون رو کنار خیابون پهن کردن.اوه عجب جمعیتی دورشو گرفته.با خودتون فکر میکنید : مگه چی میفروشه که اینقدر اطرافش شلوغه؟!؟! کنجکاو میشید و میرید جولوتر و یه دفعه یه صدای زنونه میشنوید که میگه: اصغر ازش بپرس این جوراب شلواری ها رو چند میده!!!!!!!!
[Writer : Mohammad Reza | Write In
Thu 15 Nov 2007 Time 1:38 PM
| Post Link
| ]
من زن میخوام با این مشخصات
من زن میخوام با این مشخصات
آنجا كه امر ازدواج يكي از مهمترين اصول اجتماعي ، همچنين تشكيل خانواده يكي از مهمترين و بنيادين ترين ساختارهاي اجتماعي ميباشد . و همانطور كه ميدانيد حضور يك پسر مجرد ( عذب؟ يا عزب ؟)در ميان جمعي براي آن جمع موجبات معصيت را فراهم ميدارد ، لذا اينجانب کاظم كه هميشه حسن نيت و صداقتم را در خدمت به اهالي محترم گروپ ثابت كرده ام از همين تريبون رسمي اعلام ميكنم كه
*.*.*من اصلا قصد ازدواج ندارم*.*.*
منتها ديگه خيلي اصرار ميكنيد .... چي بگم ؟ رشد قارچي آمار طلاق و رشد منفي ازدواج در جامعه ما ، همچنين عدم تناسب تعداد دختران نسبت به پسران ( يعني به ازاي هر پسر پنج دختر ) بنده از جان گذشتگي ميكنم ، تن به ازدواج ميدهم !
در همين راستا ، از تمامي علاقه مندان به وصلت و واجدين شرايط دعوت به عمل مي آيد مشخصات خود را تا پايان وقت اداري امروزچهارشنبه مورخ نوزدهم : اردیبهشت سال جاري به همين ایمیل ارسال نمايند تا ۳۰ سال دیگه که من پول دار شدم عقد بگیریم.
مهم: محدوديت سني: فقط 19 تا 22 سال( براي حفظ جمع محوري عزيزاني كه سنشون بالاتر هستش ميتونن به عنوان خواهر در معيت و پا در ركاب ما باشن:فرنگيا ميگن فميل فرند)
حداقل مشخصات
الف) مشخصات ظاهري
- قد 165-170
- وزن 50-60 بیشتر نباشه هاااا امیر حجوانی کوپول که نمیخوام! زن میخوایم
- اندام برزيلي
- چهره متناسب و دوست داشتني
- تيپ تينيجر( آقا خودمم نميدونم چي ميشه ... فك كنم ميشه نازك و خردسال حالا مد شده مام از همونا ميخوايم )
- رنگ پوست يا برنزه يا سفيد، وسط نداره بگي من سبزه ام ! نه التماس نكن! سبزه هم با برنزه فرق داره منو اينجا سياه نكن .... از پشت كوه اومده باشيم از پشت سلسله جبال آلپ اومديم ... من از تو بهتر مارك لوازم آريشو بلدم ... برو خودتو سياه كن
- دماغ عملي نباشه از 35 به اون ور يه مقاله خوندم افت ميكنه ، گوشتي ميشه !
- مادرش نبايد چاق باشه ( اين خيلي مربوط ميشه چون اين دسته گل به همسايه نكشيده كه ... علم جنتيك ثابت كرده به مادرش ميكشه ... پس اگه مادرش پا به سن گذاشته چاق شده ، يعني اينم پا به سن بگذاره چاق ميشه ... منم يه مردم پس فردا اين چاق ميشه من منحرف ميشم !- جامعه ما هم كه پر شده از گرگ هاي انسان نما ... شوهر داري به خدا سخته )
- استخون درشت حتما ( پس فردا پسرمونم ميكشه به اين ديگه )
- مو حتما بلند ، اكيدا عرض ميكنم بلند ( زن بايد موش بلند باشه ، يعني چي جديدا مد شده .... مردا زن شدن موهاشونو ميندازن گل شونشون عقب پيش پيشي ميبندن ، زنا كوتاه ميكنن آدم ميترسه خونه راهشون بده ... فكر ميكني سرباز فراري )
- رقص عالي ( جينگيل جوات نباشه ، شب به شب قراره با ما برقصه ... منم خوش رقصم رقصم افول ميكنه )
- حتمن رنگ روشن بپوشه - صبح تا شب عزادار نباشه همش سياه ....
- ابروهاش پر باشه كه بعد از يه مدت بتونه اينو مدلشو عوض كن حوصلمون سر نره
- رويش موهاش كم باشه ( من پول ندارم هر روز بدم آرايشگاه )
- صداش نرم باشه ، چيطوري بگم ... ناز داشته باشه ... خشانت نداشته باشه ... بابا آدم ميخواد تلفني حرف بزنه سكته نكنه ! زبانم بلد نبود حتما لحجه؟ لهجه؟ اش رو داشته باشه
- پيشونيش بلند باشه پاهاش ( انگشتاي پاش ) قشنگ باشه كه پس فردا تابستون صندل پوشيد آدم ياد پاهاي اون يارو تو چي بود اسمش ؟ ( اين تو ارباب حلقه ها بود ... اسمش يادم رفته ) نيافته
ب) مشخصات مالي
- تك دختر باشه ( حالا داشتم خواهر داشته باشه برادر نداشته باشه پس فردا ميراث خور بشه)
- ترجيحا پدرش بالا 65 باشه - يا سيگاري باشه يا سابقه سكته قلبي مغزي يا هم سرطان داشته باشه
- حتما متكمن باشه باباش
- باباش يا ماكسيما داشته باشه يا پرادو يا رونيز سوناتا هم بود ایب نداره ... ديگه هيچي هيچي يه زانتيايي مزدايي چيزي داشته باشه پس فردا ماشين عروس آبرو ريزي نشه
- موبايل 0912 ( خوب آنتن بده) گوشي حتما نوکیا
- خودش حتما شاغل باشه ( بابا اين حرفاي سنتي رو كنار بزاريد ... تو هزاره سوم زن و مرد بايد دوشادوش هم كار كنن)
- مهريه يك سكه بهار آزادي به نيت خودش
- جهيزيه درست حسابي بياره شامل :
- مبل نشيمن
- مبل پذيرايي
- مبل نهار خوري
- مبل آشپزخونه ( جنسش جوهر باشه - نره از مفت آباد دو تا تير تخته بياره بزاره وسط - ديپورت ميكنم با خودش همشو خونه باباش من شوخي ندارم ها )
- و وسائل برقي آشپزخونه هم يا مولينكس يا سامسونگ يا دوو ... ( برنداري چرخ گوشت و آبميوه گيري پارس خزر بياري )
- همينطور جارو برقي و ...
- لوازم صوتي و تصويري كامل
- سينما خانوادگي با اين تلوزيوناي فلت سامسونگ يا سوني كه مثل هيچكدام ديگر نيست
- لباسشويي كنوود
- اجاق گاز اگرم خارجي نمياره يا پاديسان يا سينجر ( اطلاعات تكميلي بعدا به اطلاع ميرسونيم )
- عروسي هم نيميگيريم ، من به خاطر عشق ميگم ! الان ديگه اين تشريفات و تجملات كه مايه بقاي زندگي نيست .... ميريم يه سفر با هم مشهد بر ميگرديم ميريم سر خونه زندگيمون مثل دوتا گنجيشك عاشق كيش و دوبي و تركيه و آنتاليا ... اينا آخه خوب نيست مشهد تبركه ، نيت مقدسه من به خاطر اين ميگم
ج):مشخصات تحصيلي
- حتما یا کنکوری باشه یا دانشجو
- دانشجوهاي محترم دانشگاه آزاد در صورتي كه تعهد كتبي ازخانوادشون داشته باشن كه شهريه دانشگاهشون تا قرون آخر پاي اوناس ميتونن ثبت نام كنن
- دانشجوهاي عزيز دانشگاه سراسري هم بايد تعهد داشته باشن كه مخارج جانبي پرداخت ميشه ( آقا زن ميگيرم صلواتي بورس تحصيلي نميديم كه )
- ترجيحا دانشجوي كامپيوتر يا رشته هاي مشابه فني كه پولساز باشه ... ميخوام چيكار بره دامپروري(دامپيوتر) بخونه از پس فردا بياد ور دلم بشينه !
چهار نفر به قيد قرعه به عنوان همسر ثابت و ديگر شركت كنندگان فله اي صيغه.
[Writer : Mohammad Reza | Write In
Thu 15 Nov 2007 Time 1:36 PM
| Post Link
| ]